عادت کرده ام…
به اینکه همیشه در بحرانهای زندگی ام…
خودم هوای خودم را داشته باشم…
در شب های بی خوابی ام,سرم را در بالش فرو کنم و خیسی بالش رابه جان بخرم…
وقتی بغض میکنم …
زانوهایم را در آغوش بگیرم و خودم را دلداری بدهم…
عادت کرده ام وقتی باد می آید کلاهم را سفت بچسبم,نه بازوی بغل دستی ام را…
یاد گرفتم با روی گشاده لبخند بزنم…
لبخندی که دیگر خودم هم معنیش را نمی دانم…
میبینی ؟!
تنهایی با همه دردی که دارد…
مرا "مرد" به بار آورده………
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۵ ساعت 22:52 توسط علی محمدزاده
|
برچسب:
نویسنده: نیکی بختیاری
برچسب: ازت ممنونم ای تنهای عاشق,ازت ممنونم,ازت ممنونم عشقم,ازت ممنونم که هستی,ازت ممنونم ای دنیا,ازت ممنونم خدا,ازت ممنونم همسرم,ازت ممنونم ای,ازت ممنونم ای تنهای,ازت ممنونم ای دنیا مهدی جهانی,
نویسنده: نیکی بختیاری
برچسب: بی کسیها,بی کسیهای من,بی کسیهایم,
نویسنده: نیکی بختیاری
برچسب: بدترین روز عمرم,
نویسنده: نیکی بختیاری